به سختی توانستم سطوری چند به رشته تحریر درآورم؛ هرچند یقین دارم قلم لرزان من آمیخته با کاستیهای فراوان است. قصد مبالغه و اغراق ندارم؛ اما آنچه اکنون بر صفحه مینشانم، برخاسته از صدق گفتار و ژرفنگری عمیقی است که حاصل نزدیک به ۱۸ سال پیشینه فعالیت کارشناسی در دفتر ایشان است.
او حقیقتاً مؤمن و متدین بود؛ بدین معنا که اعتقادی روشبینانه و عمیق داشت و بر همان مدار، به تعهد و عمل دینیِ خالصانه و مستمر پایبند بود. «وارستگی، دوری از دنیازدگی و سادهزیستیِ واقعی در تمام زوایای زندگیاش آشکار بود.»
هیچکس کوچکترین شائبهای از تظاهر به دینداری در رفتارشان ندید؛ عالم عامل و پیشرو در اخلاق بود و اصول اخلاقی را قربانی مصلحتهای روزمره نکرد. حاضر نشد برای رسیدن به هدف، وسایل و ابزارها را توجیه کند.
در همین مسیر، از بیان واقعیتها با اهالی انقلاب ابایی نداشت و دلخوری آنها به خاطر انجام تکلیف الهی، او را عقب نمینشاند. شخصیتی استوار، با ثبات، مستحکم و پر جذبه داشت و در رعایت آداب معاشرت و اخلاق اجتماعی، گوی سبقت را از همگان میربود.
دایره دانش ایشان بسیار وسیع و متنوع بود؛ اهل مجاهده نفس، تهجد و پروازهای معنوی بود و همین سلوک، نه تنها نورانیت خاصی در سیمایش متجلی ساخته بود، بلکه زوایای وجودش را به چشمههای جوشان حکمت آراسته بود. جدای از فقه، اصول، تفسیر قرآن و حدیث، بر تاریخ اسلام، تاریخ جهان و ادبیات کلاسیک و مدرن، اشرافی فوقالعاده داشت. او فرهنگ، هنر و ادبیات را عمیقاً میشناخت و به کلینگریهای رایج به مقولات و پدیدههای فرهنگی بسنده نمیکرد.
قلمی فاخر، جذاب و طبعی روان و شاعرانه داشت؛ سخنش متین، نافذ، منطقی و زیبا بود. بسیار هوشمند، ژرفنگر و برخوردار از درکی کمنظیر از باطن مسائل بود. ذهنی منظم، منسجم و محاسباتی داشت که این نظم فکری و ذهن منطقی، قدرت پیشبینی شگرفی به او میبخشید. انس ممتد با کتاب و دقت نظری استثنایی داشت و از حافظهای به غایت قوی و شگفتانگیز بهره میبرد.
کمتر اقدامی را بدون بررسی، مطالعه و مشورت با برخی صاحبنظران پیش میبرد؛ به کار کارشناسی باور داشت و در تصمیمگیریها یا سخنرانیهایش، به نتایج پژوهشهای متقن کارشناسان بهجد اعتنا میکرد.
در همنشینی با هر جمعِ متخصص و تراز اولی، سخنی راهگشا و فراتر از انتظار آنان بر زبان جاری میساخت و خیلی از حاضران را به شگفتی وامیداشت. خستگیناپذیر و پرکار بود و حتی در هشتاد سالگی به بعد نیز فراتر از حد انتظار تلاش میکرد.
کارهای نو، مبتکرانه و عمیق را به سرعت از امور سطحی، ظاهری و تشریفاتی تمیز میداد. بر همین اساس، در رشد هدفدار علمی و فناوری ایران نقش و سهمی بینظیر داشت و از دانشمندان و فناوران نخبه کشور حمایت میکرد. رویکرد او به اسلام، چه پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از آن، رویکردی مترقی بود. ایشان یکی از اسلامشناسان ممتاز و برجسته جهان تشیع به شمار میرفت.
فهم او از جامعه ایرانی و جهان مدرن، فرسنگها از بسیاری از روحانیون بزرگ شیعه پیشتر بود؛ به طوری که در چهار دهه گذشته، کمتر کسی در میان اقرانش به جایگاه او نزدیک میشد. از نظام فکری منسجمی برخوردار بود و در سخنان و اظهارنظرهایش، استحکام، همآهنگی و پیوستگیِ تحسینبرانگیزی مشهود بود.
در بسیاری از عرصهها، شخصیتی پیشرو به شمار میرفت و حقیقتاً فرسنگها از معاصران خود جلوتر بود. سعه صدر و گشودگی ایشان در برابر نظرات جدید یا نقدهای سازنده، زبانزد بود. با تندروی و افراطگرایی میانهای نداشت و خیلی اوقات مشوق اعتدال و میانهروی بود.
با این حال، غمی جانکاه در این میان پنهان بود؛ با اینکه دور او اغلب شلوغ مینمود و خیلیها از او و سخنانش صحبت میکردند، اما نه فقط از عموم آنان، بلکه از یاران نزدیکش هم جلوتر و تنها بود. یاران و علاقهمندان ایشان نتوانستند به بخش عمدهای از هدایتهای ایشان جامه عمل بپوشانند و بیش از آنکه به باطن هدایتهایش توجه کنند، به الفاظ و ظاهر آن توجه کردند.
در سیاست، او مجسمه استقلالخواهی و سلطهشکنی بود و در همین راه به شهادت رسید. حقیقتاً و بدون مبالغه، شجاع بود و مرگ سرخ در راه خدا را بر زندگی ذلتبار ترجیح میداد.
ایشان در قبال میراث استاد و مرادش، حضرت امام (ره)، امانتداری و وفاداری را رعایت کرد. او انقلابیِ ثابتقدمی بود که تا آخرین لحظات حیات، از آرمانها و اهداف والای انقلابیاش دست نکشید.